شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
247
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
حشمت كرده ، و در شطن « 1 » شيطان منجذب شده بود ، ديگر سودا در مطبخ دماغ * مىپخت . پس بر آتش كينهء ديرينه هيمهء نو نهاد ، و آن آتش را باد داد ، و در نقض صلح و اعراض نصح كوشيد ، لاجرم به همان آتش سوخته شد ، و بعد از ان فلاحى نيافت .
--> ( 1 ) - شطن ( بفتح شين و طاء ) رسن و ريسمان است .